تبليغاتX
خط خطی های زمان فراغت


خط خطی های زمان فراغت

تنها

غمگین


نشسته با ماه


در خلوت ساکت شبانگاه


اشکی به رخم دوید ناگاه


روی تو شکفت در سرشکم


دیدم که هنوز عاشقم


آه!

یکشنبه سی ام بهمن 1390 | 14:2 | نگار | |

بازی روزگار را نمیفهمم

من تو را دوست دارم

تودیگری را

و دیگری مرا

و همه ما تنهاییم


من در غم تو .تودر وفای دگری دلتنگ تو من تو دلگشای دگری

در مذهب عاشقان روالی باشد من دست تو بوسم و تو پای دگری

در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در

آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم

...شاید این است دلیل تنهایی مان

سه شنبه هجدهم بهمن 1390 | 13:39 | نگار | |

ستاره باران جواب کدام سلامي
به آفتاب
از دريچه ي تاريک ؟

کلام از نگاه تو شکل مي بندد
خوشا نظر بازيا که تو آغاز مي کني !

پس پشت مردمکان ات
فرياد کدام زنداني ست
که آزادي را
به لبان برآماسيده
گل ِ سرخي پرتاب مي کند ؟
ورنه
اين ستاره بازي
حاشا
چيزي بدهکار آفتاب نيست !

نگاه از صداي تو ايمن مي شود
چه مؤمنانه نام مرا آواز مي کني !

و دل ات
کبوتر آشتي ست
در خون تپيده
به بام تلخ

با اين همه
چه بالا
چه بلند
پرواز مي کني !

احمد شاملو

 

http://www.novinupload.com/do.php?img=12469

دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 | 16:41 | نگار | |

همچون سایه ای که در رویش مداوم نور رنگ میبازد

 
حرفهایت مرا در دامن خودفرومیکشند


ومن هربار درسینه چشم اندازی تازه درتلالو احساسهای بلند قلب باشکوهت میمیرم

وجان میگیرم


ومدام دررنج وشوقی بی امان حالتی دارم که درخیال نمی گنجد

 

تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 5 )

چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 | 19:34 | نگار | |

ساقه ي لطيف گردنت

مرا دل آشفته كرد.

سرو بهشتي كاشمر

پيش قامتت شرمنده شد.

خنجر به رويم كشيد

آن برآمدگي پشت گردنت

كاش

اجازه ي بوسيدنش را به من مي دادي

پيش از آن كه

لبانم از حسرت داغدار شود.

چشم انتظار رخصت توهستم!

 

 

tumblr_l0p7xcdqys1qa2txho1_500

جمعه یازدهم آذر 1390 | 17:23 | نگار | |

آرام باش،
حوصله کن،
آب های زودگذر،
هیچ فصلی را نخواهند دید
از ریگ های ته جویبار شنیده ام
مهم نیست که مرا
از ملاقات ماه و گفت و گوی باران
بازداشته اند.
من برای رسیدن به آرامش
تنها به تکرار اسم تو
بسنده خواهم کرد...

حالا آرام باش
همه چیز درست خواهد شد...
همه چیز درست خواهد شد...

.............

سید علی صالحی

 

پنجشنبه دهم آذر 1390 | 13:34 | نگار | |

بعضی از آدم ها دهن بین اند.
عاشق کسی می شوند که خوب حرف می زند. خوب دروغ می گوید و بامزه شوخی می کند.
من اما عاشق کسی می شوم که خوب نگاه می کند. کسی که با چشمانش حرف می زند و با چشمانش دروغ می گوید. کسی که با نگاهش من را مجاب می کند که دوستش داشته باشم...!

.........


 

پنجشنبه دهم آذر 1390 | 12:22 | نگار | |

آسمان میبارد

به حرمت کداممان

نمیدانم!!!

همین بس که میدانم

باران...

صدای پای اجابت است

و خدا با تمام جباریتش

ناز میخرد

پس نیاز کن...

پنجشنبه دهم آذر 1390 | 12:21 | نگار | |

کار ِ من از نیاز به محبتت گذشته

تو بیا بگذار دوستت داشته باشم

کار من از نیاز به دست هایت گذشته

تو بیا بگذار من سرت را روی سینه بگیرم

تو بیا نگذار .... نگذار

کارم از اینها هم بگذرد

من اگر دیوانه شوم

من اگر کارم از اینها هم بگذرد ....

 

پنجشنبه دهم آذر 1390 | 12:20 | نگار | |

www . night Skin . ir