خط خطی های زمان فراغت
بازی روزگار را نمیفهمم من تو را دوست دارم تودیگری را و دیگری مرا و همه ما تنهاییم در مذهب عاشقان روالی باشد من دست تو بوسم و تو پای دگری در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در ستاره باران جواب کدام سلامي کلام از نگاه تو شکل مي بندد پس پشت مردمکان ات نگاه از صداي تو ايمن مي شود و دل ات با اين همه احمد شاملو همچون سایه ای که در رویش مداوم نور رنگ میبازد وجان میگیرم ساقه ي لطيف گردنت مرا دل آشفته كرد. سرو بهشتي كاشمر پيش قامتت شرمنده شد. خنجر به رويم كشيد آن برآمدگي پشت گردنت كاش اجازه ي بوسيدنش را به من مي دادي پيش از آن كه لبانم از حسرت داغدار شود. چشم انتظار رخصت توهستم! آرام باش، حالا آرام باش سید علی صالحی ......... آسمان میبارد به حرمت کداممان نمیدانم!!! همین بس که میدانم باران... صدای پای اجابت است و خدا با تمام جباریتش ناز میخرد پس نیاز کن... کار ِ من از نیاز به محبتت گذشته تو بیا بگذار دوستت داشته باشم کار من از نیاز به دست هایت گذشته تو بیا بگذار من سرت را روی سینه بگیرم تو بیا نگذار .... نگذار کارم از اینها هم بگذرد من اگر دیوانه شوم من اگر کارم از اینها هم بگذرد ....
غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم
دیدم که هنوز عاشقم
آه!
من در غم تو .تودر وفای دگری دلتنگ تو من تو دلگشای دگری
...شاید این است دلیل تنهایی مان
به آفتاب
از دريچه ي تاريک ؟
خوشا نظر بازيا که تو آغاز مي کني !
فرياد کدام زنداني ست
که آزادي را
به لبان برآماسيده
گل ِ سرخي پرتاب مي کند ؟
ورنه
اين ستاره بازي
حاشا
چيزي بدهکار آفتاب نيست !
چه مؤمنانه نام مرا آواز مي کني !
کبوتر آشتي ست
در خون تپيده
به بام تلخ
چه بالا
چه بلند
پرواز مي کني !
حرفهایت مرا در دامن خودفرومیکشند
ومن هربار درسینه چشم اندازی تازه درتلالو احساسهای بلند قلب باشکوهت میمیرم
ومدام دررنج وشوقی بی امان حالتی دارم که درخیال نمی گنجد

حوصله کن،
آب های زودگذر،
هیچ فصلی را نخواهند دید
از ریگ های ته جویبار شنیده ام
مهم نیست که مرا
از ملاقات ماه و گفت و گوی باران
بازداشته اند.
من برای رسیدن به آرامش
تنها به تکرار اسم تو
بسنده خواهم کرد...
همه چیز درست خواهد شد...
همه چیز درست خواهد شد...
.............
عاشق کسی می شوند که خوب حرف می زند. خوب دروغ می گوید و بامزه شوخی می کند.
من اما عاشق کسی می شوم که خوب نگاه می کند. کسی که با چشمانش حرف می زند و با چشمانش دروغ می گوید. کسی که با نگاهش من را مجاب می کند که دوستش داشته باشم...!


| www . night Skin . ir |

